درخشش مروارید

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
مدتهاست که منتظر آمدنت بودم.... پشت دیوار دلم نشستم وبا تو خواندم و تمنایت کردم... بالاخره آمدن رقم خورد... از پس ابرهای سیاه دلتنگی و خاطرات سخت ... در یک روز بارانی رخسارت آفتابی شد به پهنای آسمان قلبم... باران میامد ومن نمیدانستم لباسهای تابستانی ام را که بی آنکه دیده باشی بپوشم یا روزهای عاشقاه پاییز را وقتی حتی مجال قدم زدن با هم نداشتیم را... نمیدانم بالاخره چیزی پوشیدم وآمدم به درخواست تو... تو زودتر آمده بودی ومن در هراس که چگونه ببینمت... هوا سرد بود وقلب من مضطرب... در باز شد ودیدمت.. نتوانستم به چشمانت خیره بشم... یادم میاد وقتی پشت پنجره بودم و به روزهای رفته نظر میکردم وسختی روزها
نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 23:47
برچسب‌ها : همچنان,
عزیزم...

دلتنگم.... شب است وکوچه شب تاریک ونور ماه وجودت درخشان در قلبم....کجایی؟

اینجایی عزیزم...میدونم....کاش بودی ویک لیوان چای مهمونت میکردم...

کاش بودی و عاشقانه صدات میکردم....امروز که صدات رو شنیدم چه خوب بود...

دلتنگم...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 0:16  توسط صدف بیتوئی  | 
نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 23:47
برچسب‌ها : دلتنگی,
سلام عزیزیترینم.... امروز من وهر روز منی... یک روزی برای همیشه با همیم وامروزی که از پشت پنجره به احساس قلبم وخاطراتمون  مینگرم را به یاد میاورم و در کنارت چای مینوشم و از ته قلبم میخندم وخوشبختی را از ته قلبم حس میکنم عزیزم آن روز نزدیک است .... همیشه امید داشته ام وبا لبخندی آن روز را  در امروز میبینم... چه سال خوبیه امسال وحتی همین امروز .... برایت آرامش خواستارم وعمری طولانی.... وفقط امید است که امروز وهر روز ما رو بیادماندنی میکند هر روز من.... و چه خوب است که از پشت پنجره از آسمان لبخند خدا را حس کنی ....تو رو میبینم تو اینده ام....میبوسمت نازنینم... محبوبم + نوشته شده در  چهارشنبه بیست
نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 23:47
برچسب‌ها : امروز,
  امروَز بهترين روز زندگيست  وبهترين روزها در پيش اند اميدواريم نتيجه داشت وتوكلم به خداوند عنايتي و نگاهي وپاسخي.. وصل و طعم خوش  زندگي وصل و لذتهاي ناب و بي منتها وصل وحال وقال و تلاش براي بهتَر شدن ويكي بودن ووحدت بهترينم وصالمون دائمي و هميشگي وصل وپيوندمون مبارك امروز فرشتگان و بهترين بنده هاي خدا شادند امروز خدا شاد است ولبخندش بر لبانمان وخدا عشق را آفريد و تو را براي من به اميد بهترين روزها    + نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 21:24  توسط صدف بیتوئی  | 
نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 23:47
برچسب‌ها : وصل,
سلام عزيزترينم.... مهربان يارم،،، واااااي كه چقدر دل تنگم... چقدر حضورت را كم دارم... كجايي؟؟؟ دلم هوآيت را كرده ...  چند روزسيت به درون خود رفته اي البته اين تازگي ندارد ولي ميدونم بلأخره سربلند بيرون مي آيي ... صبر دارم  منتظرم كه خودت سكوت را بشكني... نميدونم هر لحظه كه حتي حضورت نباشه ما كنار هميم ولي دوست داريم كه حضور هم باشد اينطوري خيالمان راحت است واااي كاش الان بودي امشب نيز از اون شبهايي است كه با دلتنگي ميخوابم... فردا با همييم ... اميدوارم اميدوار  دوست دارم عشق من + نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۶ساعت 23:34  توسط صدف بیتوئی  | 
نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 23:47
برچسب‌ها : عشق,
سختی ها پایدار نیست آنچه ماندنیست تلاشی است برای زندگی.... برای بودن نه ماندن ودر جا زدنهایی که بوی ماندگی وتکرار میدهد... برای هر روز نو شدن ... هر روز طعم نفس کشیدن رو حس کردن... لذت قدم زدن و نفس عمیق رو کسی میفهمد که هرروز متولد میشود و تن کهنه خود را میمیراند  و جان دوباره میگیرد... برای پرواز آنچه مهم است جرات پریدن است نه دو بال بلکه بال ذکاوت وباور  میخواند وشوق پریدن.. خیلیها خواسته ونا خواسته جلوی پروازتو گرفتن اما شوق پرواز رو آرزو نکن.... بپر...   بپر.... بپر... پرواز کن. باور داشته باش که خدایی هست که تو آسمونش مواظبت هست و بال زدنهایت را میشمارد و تنهایت نخواهد گذاشت. وتنهایت نخواهد گذاشت وتنهایت نخواهد گذاشت بپر دوست من پرواز رو باور کن.
نویسنده : بازدید : 8 تاريخ : يکشنبه 5 دی 1395 ساعت: 9:16
دلم اتاقی میخواهد درست زیر این سقف فیروزه ایی آسمان... اتاقی با رنگ وبوی خویش ...با ستاره های امید...با یک پنجره به روی آرزوهام... هر روز گلدانهای پشت پنجره را با صفای خاطر آب دادن وبوییدن عطر یاس رارقی... دلم اتاقی میخواهد به درخشش شبهای مهتابی وطلب یاری که حبیب است وطبیب است وخود یار جانی است او اتاقی به طعم چای سماور ذغالیش ... به گرمی حضور آن جانان که شمع محفل انس است و به دور کرسی ترم پوش با گلهای جقه ایی فیروره ای وسینه کنگره ای ودانه های انار در کاسه سفالی آبی و پسته های خندان در کاسه دیگرش وسادگی صمیمانه با هم بودنمان وسازی واوازی و به به چه صفایی دارد... اتاقی مملو از گرانبهاترین کتابها که روزگارم را با آنها سپری میکنم ومی آموزم واز دانستنشان چه  لذتها نصیب میشود ... فرشی ماندگار وچراغ آویزی که روشنی بخش لحظات من بوده و هست... دلم اتاقی میخواهد با ماندگاری تک تک لحظاتم که با تو گذشت وبا تو آموختم ...با تو خندیدم...با تو نوشتم...با تو نفس کشیدم...با تو خواندم... اری این اتاق یادگار تمام لحظه های من است ...یادگاری که در این گنبد دوار بماند...یادگاری از بهترین شعرها ...بهترین فیل
نویسنده : بازدید : 9 تاريخ : يکشنبه 5 دی 1395 ساعت: 9:16
برچسب‌ها :
رنج چه واژه سهمناکی .... وقتی در گذرگاه زمان ....در کوچه پس کوچه های هرروزت.... در خونه به خونه لحظه های زندگیت رد پای احساست را که بگیری میرسی به جای پای رنجهایی که اگر قدرشون رو دانسته باشی بسان الماسهایی شدند که نشان خانه مقصود را میتوان از وجود گرانقدرشان فهمید.... وقتی در گذرگاه های زندگی..در میان جمعیت وهیاهوی مردم از کنار دنیای زندگی های رنگارنگشان میگذری....وقتی در میان اجتماعی که در آن روزگار میگذرانی وهر از گاهی  پای در افکارمردمانت  میگذاری...یا شاید پای صحبت یک دوست مینشینی...لا به لای کلام همه آدمها دردی را حس میکنی که از رنجهایشان بر میخیزد "تو ن
نویسنده : بازدید : 7 تاريخ : سه شنبه 11 آبان 1395 ساعت: 1:52
اینبار تو بیا... هربار که لحظه ای دوری در تقویم زندگیمان رقم میخورد...لحظه ای دلنگرانی...لحظه ای پریشانی...لحظه ای ناراحتی...لحظه ای مشوشی...لحظه ای گمان جدایی... لحظه ای هچوم افکار دالواپسی... مرا تاب وطاقتی بیگمان نمیماند.. فکر نبودنت....فکر نداشتنت...حتی فکرش مرا دوان دوان بسوی تو میکشاند... چه روزهایی قدم های تند من واشتیاق بینهایتم مرا به تو خواند...قلبم از وجد وطرب در سینه نمیگنجید و دلی نداشتم که جسارتها را بفهمد...که کوه جابجا کردنها و قدرت عشق را حس کند..هرچه بود پیش تو بود وهست...آ خ که چه دلتنگ نخستین دیدارم...آخ که چه بی پروا این قلب سراغ تو را میگیرد... هر
نویسنده : بازدید : 7 تاريخ : چهارشنبه 14 مهر 1395 ساعت: 4:57
امروز آغاز سال جدید قمری است.... آغاز ماه جدید ...امروز شروع دوباره است... حسم میگوید امروز ودر همین روزها شروع دوباره بودن همیشگی است... بودنی از جنس ماندن وساختن... بودنی سراسر شوق وامید وهر روز از عشق بنایی جاوید ساختن ساقی بساطی نو فکن ....مطرب بیا چنگی بزن... دل را ببین در کوی جانان آمده با آنکه راهش تنگ بود...هم دور وهم پر سنگ بود...با رهزنان در جنگ بود....فاتح ز میدان آمده... وااااااای خدای من  دل نیست این جان آمده... از بهر درمان آمده خدایا شکککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککرررررررررررررررررررررررررتتتتتتتتتتتتتتتتتت  
نویسنده : بازدید : 16 تاريخ : دوشنبه 12 مهر 1395 ساعت: 12:45