خرید بک لینک
نميدانم اين روزها رو...تمام بعضهاي قلبم گاهي تنفر خالص ميشود ، تنفري توام با فراموشي همه چيگاهي چنان بيتابم كه طاقت دوري ندارمهنوز خيلي چيزهاست كه نميدانم ، نميدانم علت همه رفتارهاي تو روغير معمول بودنها خيلي چيزها به من حس بيتفاوتي ميدهدحسي كه تو نقضش ميكنيدر بهترين روز زندگيم تو نيستيدر هيچ يك از اتفاقهاي مهم زندگيم حضوري از تو نبود حتي حالا كه نزديكترينم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آدرین توکلی تاريخ: يکشنبه 12 فروردين 1397 ساعت: 3:04

مدتهاست که منتظر آمدنت بودم.... پشت دیوار دلم نشستم وبا تو خواندم و تمنایت کردم... بالاخره آمدن رقم خورد... از پس ابرهای سیاه دلتنگی و خاطرات سخت ... در یک روز بارانی رخسارت آفتابی شد به پهنای آسمان قلبم... باران میامد ومن نمیدانستم لباسهای تابستانی ام را که بی آنکه دیده باشی بپوشم یا روزهای عاشقاه پاییز را وقتی حتی مجال قدم زدن با هم نداشتیم را... نمیدانم بالاخره چیزی پوشیدم وآمدم به درخواست تو... تو زودتر آمده بودی ومن در هراس که چگونه ببینمت... هوا سرد بود وقلب من مضطرب... در باز شد ودیدمت.. نتوانستم به چشمانت خیره بشم... یادم میاد وقتی پشت پنجره بودم و به روزهای رفته نظر میکردم وسختی روزهاادامه مطلب

برچسب: همچنان, نویسنده: آدرین توکلی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 23:47

عزیزم...

دلتنگم.... شب است وکوچه شب تاریک ونور ماه وجودت درخشان در قلبم....کجایی؟

اینجایی عزیزم...میدونم....کاش بودی ویک لیوان چای مهمونت میکردم...

کاش بودی و عاشقانه صدات میکردم....امروز که صدات رو شنیدم چه خوب بود...

دلتنگم...

+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 0:16 توسط صدف بیتوئی |

برچسب: دلتنگی, نویسنده: آدرین توکلی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 23:47

سلام عزیزیترینم.... امروز من وهر روز منی... یک روزی برای همیشه با همیم وامروزی که از پشت پنجره به احساس قلبم وخاطراتمون مینگرم را به یاد میاورم و در کنارت چای مینوشم و از ته قلبم میخندم وخوشبختی را از ته قلبم حس میکنم عزیزم آن روز نزدیک است .... همیشه امید داشته ام وبا لبخندی آن روز را در امروز میبینم... چه سال خوبیه امسال وحتی همین امروز .... برایت آرامش خواستارم وعمری طولانی.... وفقط امید است که امروز وهر روز ما رو بیادماندنی میکند هر روز من.... و چه خوب است که از پشت پنجره از آسمان لبخند خدا را حس کنی ....تو رو میبینم تو اینده ام....میبوسمت نازنینم... محبوبم + نوشته شده در چهارشنبه بیستادامه مطلب

برچسب: امروز, نویسنده: آدرین توکلی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 23:47

امروَز بهترين روز زندگيست وبهترين روزها در پيش اند اميدواريم نتيجه داشت وتوكلم به خداوند عنايتي و نگاهي وپاسخي.. وصل و طعم خوش زندگي وصل و لذتهاي ناب و بي منتها وصل وحال وقال و تلاش براي بهتَر شدن ويكي بودن ووحدت بهترينم وصالمون دائمي و هميشگي وصل وپيوندمون مبارك امروز فرشتگان و بهترين بنده هاي خدا شادند امروز خدا شاد است ولبخندش بر لبانمان وخدا عشق را آفريد و تو را براي من به اميد بهترين روزها + نوشته شده در یکشنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 21:24 توسط صدف بیتوئی | ادامه مطلب

برچسب: وصل, نویسنده: آدرین توکلی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 23:47

سلام عزيزترينم.... مهربان يارم،،، واااااي كه چقدر دل تنگم... چقدر حضورت را كم دارم... كجايي؟؟؟ دلم هوآيت را كرده ... چند روزسيت به درون خود رفته اي البته اين تازگي ندارد ولي ميدونم بلأخره سربلند بيرون مي آيي ... صبر دارم منتظرم كه خودت سكوت را بشكني... نميدونم هر لحظه كه حتي حضورت نباشه ما كنار هميم ولي دوست داريم كه حضور هم باشد اينطوري خيالمان راحت است واااي كاش الان بودي امشب نيز از اون شبهايي است كه با دلتنگي ميخوابم... فردا با همييم ... اميدوارم اميدوار دوست دارم عشق من + نوشته شده در شنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۶ساعت 23:34 توسط صدف بیتوئی | ادامه مطلب

برچسب: عشق, نویسنده: آدرین توکلی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 23:47

سختی ها پایدار نیست آنچه ماندنیست تلاشی است برای زندگی.... برای بودن نه ماندن ودر جا زدنهایی که بوی ماندگی وتکرار میدهد... برای هر روز نو شدن ... هر روز طعم نفس کشیدن رو حس کردن... لذت قدم زدن و نفس عمیق رو کسی میفهمد که هرروز متولد میشود و تن کهنه خود را میمیراند و جان دوباره میگیرد... برای پرواز آنچه مهم است جرات پریدن است نه دو بال بلکه بال ذکاوت وباور میخواند وشوق پریدن.. خیلیها خواسته ونا خواسته جلوی پروازتو گرفتن اما شوق پرواز رو آرزو نکن.... بپر... بپر.... بپر... پرواز کن. باور داشته باش که خدایی هست که تو آسمونش مواظبت هست و بال زدنهایت را میشمارد و تنهایت نخواهد گذاشت. وتنهایت نخواهد گذاشت وتنهایت نخواهد گذاشت بپر دوست من پرواز رو باور کن.ادامه مطلب

برچسب: تلاش,تلاش خودرو,تلاش خودرو ایرانیان تبریز, نویسنده: آدرین توکلی تاريخ: يکشنبه 5 دی 1395 ساعت: 9:16

دلم اتاقی میخواهد درست زیر این سقف فیروزه ایی آسمان... اتاقی با رنگ وبوی خویش ...با ستاره های امید...با یک پنجره به روی آرزوهام... هر روز گلدانهای پشت پنجره را با صفای خاطر آب دادن وبوییدن عطر یاس رارقی... دلم اتاقی میخواهد به درخشش شبهای مهتابی وطلب یاری که حبیب است وطبیب است وخود یار جانی است او اتاقی به طعم چای سماور ذغالیش ... به گرمی حضور آن جانان که شمع محفل انس است و به دور کرسی ترم پوش با گلهای جقه ایی فیروره ای وسینه کنگره ای ودانه های انار در کاسه سفالی آبی و پسته های خندان در کاسه دیگرش وسادگی صمیمانه با هم بودنمان وسازی واوازی و به به چه صفایی دارد... اتاقی مملو از گرانبهاترین کتابها که روزگارم را با آنها سپری میکنم ومی آموزم واز دانستنشان چه لذتها نصیب میشود ... فرشی ماندگار وچراغ آویزی که روشنی بخش لحظات من بوده و هست... دلم اتاقی میخواهد با ماندگاری تک تک لحظاتم که با تو گذشت وبا تو آموختم ...با تو خندیدم...با تو نوشتم...با تو نفس کشیدم...با تو خواندم... اری این اتاق یادگار تمام لحظه های من است ...یادگاری که در این گنبد دوار بماند...یادگاری از بهترین شعرها ...بهترین فیلادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آدرین توکلی تاريخ: يکشنبه 5 دی 1395 ساعت: 9:16

اینبار تو بیا... هربار که لحظه ای دوری در تقویم زندگیمان رقم میخورد...لحظه ای دلنگرانی...لحظه ای پریشانی...لحظه ای ناراحتی...لحظه ای مشوشی...لحظه ای گمان جدایی... لحظه ای هچوم افکار دالواپسی... مرا تاب وطاقتی بیگمان نمیماند.. فکر نبودنت....فکر نداشتنت...حتی فکرش مرا دوان دوان بسوی تو میکشاند... چه روزهایی قدم های تند من واشتیاق بینهایتم مرا به تو خواند...قلبم از وجد وطرب در سینه نمیگنجید و دلی نداشتم که جسارتها را بفهمد...که کوه جابجا کردنها و قدرت عشق را حس کند..هرچه بود پیش تو بود وهست...آ خ که چه دلتنگ نخستین دیدارم...آخ که چه بی پروا این قلب سراغ تو را میگیرد... هرادامه مطلب

برچسب: لحظه دیدار نزدیک است,لحظه دیدار مازیار فلاحی,لحظه دیدار نزدیک است سهیل نفیسی,لحظه دیدار تو شد,لحظه دیدار مشکاتیان,لحظه دیدار نزدیکست,لحظه دیدار مارتیک,لحظه دیدار عشق,لحظه دیدار یار,لحظه دیدار تو, نویسنده: آدرین توکلی تاريخ: چهارشنبه 14 مهر 1395 ساعت: 4:57

امروز آغاز سال جدید قمری است.... آغاز ماه جدید ...امروز شروع دوباره است... حسم میگوید امروز ودر همین روزها شروع دوباره بودن همیشگی است... بودنی از جنس ماندن وساختن... بودنی سراسر شوق وامید وهر روز از عشق بنایی جاوید ساختن ساقی بساطی نو فکن ....مطرب بیا چنگی بزن... دل را ببین در کوی جانان آمده با آنکه راهش تنگ بود...هم دور وهم پر سنگ بود...با رهزنان در جنگ بود....فاتح ز میدان آمده... وااااااای خدای من دل نیست این جان آمده... از بهر درمان آمده خدایا شکککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککرررررررررررررررررررررررررتتتتتتتتتتتتتتتتتت ادامه مطلب

برچسب: من پر از نیاز با تو بودنم, نویسنده: آدرین توکلی تاريخ: دوشنبه 12 مهر 1395 ساعت: 12:45

دل من دير زمانی است كه می پندارد : « دوستی » نيز گلی است ؛ مثل نيلوفر و ناز ، ساقه ترد ظريفی دارد . بی گمان سنگدل است آنكه روا می دارد جان اين ساقه نازك را - دانسته- بيازارد ! در زمينی كه ضمير من و توست ، از نخستين ديدار ، هر سخن ، هر رفتار ، دانه هايی است كه می افشانيم . برگ و باری است كه می رويانيم آب و خورشيد و نسيمش « مهر » است گر بدانگونه كه بايست به بار آيد ، زندگی را به دلانگيزترين چهره بيارايد . آنچنان با تو در آميزد اين روح لطيف ، كه تمنای وجودت همه او باشد و بس . بینيازت سازد ، از همه چيز و همه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آدرین توکلی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 17:13

امروز را فراموش نکن ...امروز را بخاطر بسپار ....روزی که آمدی وقصه را شروع کردی...گفتی خواهم آمد ...خواهم نوشت ...خواهم رقصید....خواهم ....خواهم....خواهم....وباخود عهد کردی که بمانی وترانه ماندن را بسرایی...ماندنی از جنس خواستن ...همت...تلاش...تعالی..گفتی هرروز نه رنگ دیروزم نه رنگ فردا ...گفتی شعر را بهانه نکردم برای دیدار وماندن...گفتی لحظه آمدن را دوست دارم باهمه ی سختیهایش ..با همه ی دلهره هایش....با هفت خان رستم وهفت شهر عشق و...واوگفت بمان...برای ماندنت تلاش کن ...نگذار مردابی باشی از رنگ رکوود...نگذار خزانی باشی بی بهار ...نگذار درختی باشی بی ثمر...ودانه ای باش برای بالا ادامه مطلب

برچسب: قصه بودن ما,قصه بودن و رفتن,قصه بودن تو,قصه عشق انسان بودن ماست,قصه با تو بودن,قصه ی بودن و رفتن,قصه تلخ باهم بودن, نویسنده: آدرین توکلی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 17:12

نور خدا تورا از گزند ها وآسیب ها در امان میدارد وتو را از شر بدور.....آن هنگام که بوی خدا میدهی بوی شیطان وبد نفسی از تو دور است ...آن هنگام که رنگ خدا رنگ لحظه هایت باشد رنگ وبوی تو چیز دیگریست... کجایی؟در کجا ایستاده ای؟بکجا خواهی رفت؟وقتی از خدا میگویی وبا خدایی شیطان از تو دور تر دورتر میشود.وقتی بانام الله راه میروی ...غذا میخوری...کاری انجام میدهی...همه توکل تو به یک پشت گرم وحمایتی عظیمی است ادامه مطلب

برچسب: نور خدا,نور خدا و خورشید,نور خدایی شعر,نور خدا میبینم,نور خداوند,نورخدا آینه حق نما,نور خدا جلوه کند,نور خدا افتخاری,نور خدا چیست,نور خدایی, نویسنده: آدرین توکلی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 17:12

امروز هم گذشت..... روزی دیگر در انتظار شروع است وساعت حوالی 12 نیمه شب.... روزهای انتظار وطعم دوباره دیدار واینجا دلی بیقرار که ثانیه ها را رصد میکند.... شروع دوباره روز دیگر: طلوع روشنایی آری همان طعم دوباره دیداری است که نویدش سپیده دم انتظار است"همان نگاه بیقرار آسمان بر پهنای ژرف زمین:شکوفایی گل امید در قلب باغچه تازه آبیاری شده .... چه صفایی دارد لحظه دیدار خورشید بر چشمان منتظر زمین... ادامه مطلب

برچسب: با تو بودن,با تو بودن را دوست دارم,با تو بودن و نبودن افتخاری,با تو بودن هلن,با تو بودن و نبودن,با تو بودن خوب است,با تو بودن ستار,با تو بودن از هلن,با تو بودن زیباست,با تو بودن همیشه پرمعناست, نویسنده: آدرین توکلی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 17:12

آری تو آمدی از پس آن دیوارهای تو در تو از پس شعله های گدازان چشم.... آمدی تا ببینمت نه برای لحظه ای بلکه برای یک عمر تو را ببویمت عزیزم....در کدامین ثانیه ها گذر چشمان توست...در کدامین روز ودر کدامین سال دستهای وصال را با اشتیاق بوسه خواهیم زد...در کدامین شروع ثبت همیشگی قامت بودن ماست... برگها میریزند ...باد میوزد...درخت شکوفه میکند...برف ردپای سپیدش را از بالا تماشا میکند...تو خواهی آمد وچقدر ثبت این لحظات وخاطره اش جاوید است جاوید ...جاوید... زنده باد عشق ....زنده باد امیدادامه مطلب

برچسب: بوی موی تو,بوی موی تو باشم,به بوی موی تو باشم, نویسنده: آدرین توکلی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 17:12

صفحه بندی