نميدانم...
-
تاریخ: 1397/1/12 ساعت: 3:04
نميدانم اين روزها رو...تمام بعضهاي قلبم گاهي تنفر خالص ميشود ، تنفري توام با فراموشي همه چيگاهي چنان بيتابم كه طاقت دوري ندارمهنوز خيلي چيزهاست كه نميدانم ، نميدانم علت همه رفتارهاي تو روغير معمول بودنها خيلي چيزها به من حس بيتفاوتي ميدهدحسي كه تو نقضش ميكنيدر بهترين روز زندگيم تو نيستيدر هيچ يك از ...
همچنان
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 23:47
مدتهاست که منتظر آمدنت بودم.... پشت دیوار دلم نشستم وبا تو خواندم و تمنایت کردم... بالاخره آمدن رقم خورد... از پس ابرهای سیاه دلتنگی و خاطرات سخت ... در یک روز بارانی رخسارت آفتابی شد به پهنای آسمان قلبم... باران میامد ومن نمیدانستم لباسهای تابستانی ام را که بی آنکه دیده باشی بپوشم یا روزهای عاشقاه ...
دلتنگی
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 23:47
عزیزم... دلتنگم.... شب است وکوچه شب تاریک ونور ماه وجودت درخشان در قلبم....کجایی؟ اینجایی عزیزم...میدونم....کاش بودی ویک لیوان چای مهمونت میکردم... کاش بودی و عاشقانه صدات میکردم....امروز که صدات رو شنیدم چه خوب بود... دلتنگم... + نوشته شده در xa0جمعه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعتxa00:16xa0 توسطxa0صد...
امروز
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 23:47
سلام عزیزیترینم.... امروز من وهر روز منی... یک روزی برای همیشه با همیم وامروزی که از پشت پنجره به احساس قلبم وخاطراتمونxa0 مینگرم را به یاد میاورم و در کنارت چای مینوشم و از ته قلبم میخندم وخوشبختی را از ته قلبم حس میکنم عزیزم آن روز نزدیک است .... همیشه امید داشته ام وبا لبخندی آن روز راxa0 در امرو...
وصل
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 23:47
xa0 امروَز بهترين روز زندگيست xa0وبهترين روزها در پيش اند اميدواريم نتيجه داشت وتوكلم به خداوند عنايتي و نگاهي وپاسخي.. وصل و طعم خوش xa0زندگي وصل و لذتهاي ناب و بي منتها وصل وحال وقال و تلاش براي بهتَر شدن ويكي بودن ووحدت بهترينم وصالمون دائمي و هميشگي وصل وپيوندمون مبارك امروز فرشتگان و بهترين بند...
عشق من
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 23:47
سلام عزيزترينم.... مهربان يارم،،، واااااي كه چقدر دل تنگم... چقدر حضورت را كم دارم... كجايي؟؟؟ دلم هوآيت را كرده ...xa0 چند روزسيت به درون خود رفته اي البته اين تازگي ندارد ولي ميدونم بلأخره سربلند بيرون مي آيي ... صبر دارمxa0 منتظرم كه خودت سكوت را بشكني... نميدونم هر لحظه كه حتي حضورت نباشه ما كنا...
تلاش
-
تاریخ: 1395/10/5 ساعت: 9:16
سختی ها پایدار نیست آنچه ماندنیست تلاشی است برای زندگی.... برای بودن نه ماندن ودر جا زدنهایی که بوی ماندگی وتکرار میدهد... برای هر روز نو شدن ... هر روز طعم نفس کشیدن رو حس کردن... لذت قدم زدن و نفس عمیق رو کسی میفهمد که هرروز متولد میشود و تن کهنه خود را میمیراندxa0 و جان دوباره میگیرد... برای پروا...
یک اتاق یادگاری ودنیایی خاطره
-
تاریخ: 1395/10/5 ساعت: 9:16
دلم اتاقی میخواهد درست زیر این سقف فیروزه ایی آسمان... اتاقی با رنگ وبوی خویش ...با ستاره های امید...با یک پنجره به روی آرزوهام... هر روز گلدانهای پشت پنجره را با صفای خاطر آب دادن وبوییدن عطر یاس رارقی... دلم اتاقی میخواهد به درخشش شبهای مهتابی وطلب یاری که حبیب است وطبیب است وخود یار جانی است او ا...
لحظه دیدار
-
تاریخ: 1395/7/14 ساعت: 4:57
اینبار تو بیا... هربار که لحظه ای دوری در تقویم زندگیمان رقم میخورد...لحظه ای دلنگرانی...لحظه ای پریشانی...لحظه ای ناراحتی...لحظه ای مشوشی...لحظه ای گمان جدایی... لحظه ای هچوم افکار دالواپسی... مرا تاب وطاقتی بیگمان نمیماند.. فکر نبودنت....فکر نداشتنت...حتی فکرش مرا دوان دوان بسوی تو میکشاند... چه ر...
من پر از نیاز با تو بودنم
-
تاریخ: 1395/7/12 ساعت: 12:45
امروز آغاز سال جدید قمری است.... آغاز ماه جدید ...امروز شروع دوباره است... حسم میگوید امروز ودر همین روزها شروع دوباره بودن همیشگی است... بودنی از جنس ماندن وساختن... بودنی سراسر شوق وامید وهر روز از عشق بنایی جاوید ساختن ساقی بساطی نو فکن ....مطرب بیا چنگی بزن... دل را ببین در کوی جانان آمده با آنک...
اشعاربزرگان(فریدون مشیری)
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 17:13
دل من دير زمانی است كه می پندارد : « دوستی » نيز گلی است ؛ مثل نيلوفر و ناز ، ساقه ترد ظريفی دارد . بی گمان سنگدل است آنكه روا می دارد جان اين ساقه نازك را xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 - دانسته- xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0x...
قصه بودن
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 17:12
امروز را فراموش نکن ...امروز را بخاطر بسپار ....روزی که آمدی وقصه را شروع کردی...گفتی خواهم آمد ...خواهم نوشت ...خواهم رقصید....خواهم ....خواهم....خواهم....وباخود عهد کردی که بمانی وترانه ماندن را بسرایی...ماندنی از جنس خواستن ...همت...تلاش...تعالی..گفتی هرروز نه رنگ دیروزم نه رنگ فردا ...گفتی شعر ر...
نور خدا
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 17:12
نور خدا تورا از گزند ها وآسیب ها در امان میدارد وتو را از شر بدور.....آن هنگام که بوی خدا میدهی بوی شیطان وبد نفسی از تو دور است ...آن هنگام که رنگ خدا رنگ لحظه هایت باشد رنگ وبوی تو چیز دیگریست...xa0xa0xa0کجایی؟در کجا ایستاده ای؟بکجا خواهی رفت؟وقتی از خدا میگویی وبا خدایی شیطان از تو دور تر دورتر م...
با تو بودن
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 17:12
امروز هم گذشت..... روزی دیگر در انتظار شروع است وساعت حوالی 12 نیمه شب.... روزهای انتظار وطعم دوباره دیدار واینجا دلی بیقرار که ثانیه ها را رصد میکند.... شروع دوباره روز دیگر: طلوع روشناییxa0 آریxa0 همان طعم دوباره دیداری استxa0 که نویدش سپیده دم انتظار است"همان نگاه بیقرار آسمان بر پهنای ژرف زمین:ش...
بوی موی تو
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 17:12
آری تو آمدی از پس آن دیوارهای تو در تو از پس شعله های گدازان چشم.... آمدی تا ببینمت نه برای لحظه ای بلکه برای یک عمر تو را ببویمت xa0 عزیزم....در کدامینxa0 ثانیه ها گذر چشمان توست...در کدامین روز ودر کدامین سال دستهای وصال را با اشتیاق بوسه خواهیم زد...در کدامین شروع ثبت همیشگی قامت بودن ماست... برگ...
امروز آخرین روز اولین روز است
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 17:12
نمیگم آخرین که اولینه...نمیگم که تنهام که همه ثانیه ها با تو بودم...با تو رفتم... امروز تو هستی ومن روحم امروز تو میری ومن اینجام....نه همون جایم بویت هنوز مست میکنه حتی بیشتر.... تو روخدا برگرد....ادامه این راه فقط توست... باید به خودم به کار برسم که برگردی...می آیی xa0 نه میتونم ببینمت نه میتونم ن...
پاییز
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 17:12
پاییز فصل ترانه های بی آغاز است ... فصل عاشقانه برگ وباد آنقدر که شاخه تاب نگه داشتن برگ را در مقابل این عشق ندارد...فصل سکوت و باران پشت پنجره...بوی غروب از میان شاخه های زرد پوش....صدای پرنده ها که حس غریبی دارند.. پاییز بوی تو را میدهد...وقتی در کنارت آرامش گرمی را حس میکردم و نم باران پشت پنجره ...